X
تبلیغات
**گاهی**

**گاهی**

گاهی...

گاه نوشته هاییه که اغلب آنی مینویسم و میگذرم... پس اگه میخونی، لحظه ای بخون و بگذر !

×.× اینجا اکثرِ نوشته ها، نیاز به نظر نداره، پس به رسم رفاقت و ... خودتو ملزم نکن به نظر دادن !

×.× خیلی وقتا مضمونِ پستا جدی نیست، پس جدی نگیر...

×.× ممکنه بین بعضی پست ها چند شماره خالی باشه ! ثبت موقت شدن، چون بودنشون ضرورتی نداشت...

×.× نظرات رو میخونم اما هیچ نظری تایید نخواهد شد !

ممکنه یه مدت پست نذارم...

ممکنه روزانه بزنه به سرم و تا میتونم بنویسم...

این علائم طبیعیه، به حساب بی توجهی نذارید، شاید کمی آشفتم... همین ! 

×.× این پست ثابته !

|دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392| 16:14|NiKa|

گاهی دلم میخواد من حرفامو بزنم، یکی تو سررسیدم بنویسه !

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 1:26|NiKa

گاهی خیلی آدمِ چرتی میشم !

مخصوصاً الان که واسه خاطرِ فضولی قسمتِ آخرِ سریالِ walking dead رو دیدم در حالیکه هنوز 10 تا قسمت دارم واسه دیدن !

اصن دلوم خواس :|

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:19|NiKa

گاهی شروع میکنم به نوشتن تو سررسید جدیدم اما حسش نیس تمومش کنم !

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:17|NiKa

گاهی دلم یه تصمیمِ گنده میخواد !

پیش اومده ها...

دلِ انتخاب ندارم !

تهران یا شیراز ؟!

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:16|NiKa

گاهی فک میکنم شاید جمله ی :

اگه برگردم به گذشته هیچیو تغییر نمیدم

فقط یه شعارِ داغون و تابلو باشه و بس !!!

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:15|NiKa

گاهی به بعضیا حسودیم میشه...

چرا من هیچی به عنوانِ افتخار ندارم !؟!

(پست رُندِ بداخلاقانه !)

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:11|NiKa

با اینکه عاشق سکوتم اما گاهی دلم برای شلوغیای گذشته تنگ میشه...
|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:10|NiKa

گاهی دلم میخواد همه ی آدمای بی مصرفو از زندگیم بندازم بیرون !

نه با لطافت، فقط اردنگی...

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:7|NiKa

گاهی به این نتیجه میرسم که موقع تقسیم شانس من زیرِ تخت قایم شده بودم !

شایدم زیرِ کابینتِ آشپزخونه خوراکی میخورم :دی

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:6|NiKa

گاهی به این فک میکنم که کلاً واسه چی به دنیا اومدم ؟!

واقعاً چرا وقتی هیچی نیس، من هستم !؟

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:5|NiKa

گاهی از خودم ناراضیم که با وجودِ اینکه بعضیا بدجور بهم بد میکنن بازم خونسرد میشینم پای حرفاشونو خودمم یادم میره، چقد پستی دیدم !

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:4|NiKa

گاهی یه محبتِ کوچیک تمامِ کاستی هاشونو از یادم میبره...

(مامان بابا)

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:2|NiKa

گاهی از اضافه وزنم وحشت میکنم مخصوصاً وقتایی که ترازو درست سرِ 50 وایمیسه :-<

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:1|NiKa

گاهی از خودِ با ارادم خوشم میاد !

اینکه هروقت دلم میخواد دیگه سیگار نمیکشم بهم حسِ خوبی میده...

|چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393| 0:1|NiKa

گاهی از بودنِ اینجا لذت میبرم، یه وقتایی حتی عاشقشم !

|سه شنبه دوم اردیبهشت 1393| 23:59|NiKa

گاهی زمین میگذره اما روزای من ایستادن !

|سه شنبه دوم اردیبهشت 1393| 23:59|NiKa

گاهی خرِ درونم رَم میکنه و تا مرزِ دادنِ آدرسِ اینجا به بعضیا میرم اما همیشه یه چیزی جلومو میگیره :دی

|سه شنبه دوم اردیبهشت 1393| 23:58|NiKa

گاهی فک میکنم اگه با تمامِ وجودم عاشقشم، چرا تو نبودناش تنها نیستم !؟

|جمعه بیست و نهم فروردین 1393| 4:10|NiKa

گاهی برمیگردیم...

برمیگرده...

حرف و حرف و حرف !

آخرش منم و عشقش و انکار !

|جمعه بیست و نهم فروردین 1393| 4:9|NiKa

گاهی بینِ احساساتم گیر میکنم !

همش با خودم میگم دوست داشتنه یا حرصِ بدست آوردن...

گاهی هم که فکر میکنم ترسِ تنها مونده !

|جمعه بیست و نهم فروردین 1393| 1:32|NiKa

گاهی تغییرات رو باور نمیکنم !

|پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393| 19:1|NiKa

گاهی بازم دلم میخواد بنویسم...

درست مث قدیما !

خدا رو چه دیدی...

شاید یه روز نوشته هام کمک کرد...

|پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393| 18:57|NiKa

گاهی کرخت میشم !

|پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393| 18:52|NiKa

گاهی همه ی خوبا با هم پیش میان !

اونوقته که واسه کمبودِ فرصت یکی یکی پسشون میزنی و در نهایت تو میمونی و حوضت !

|پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393| 18:47|NiKa

گاهی فک میکنم هرزگی، بی تفاوتی به احساساتِ به ظاهر مشترکِ !

|پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393| 18:27|NiKa

گاهی جمله ی خوبم با چاشنیِ یه لبخندِ زورکی میشه مسخره ترین حرفِ مسخره ی دنیا !

|چهارشنبه نهم بهمن 1392| 0:0|NiKa

گاهی دلم نگرفته اما از بس ناراحتم و دلیل ناراحتیم تاسف باره، به اونایی که دلیل حالِ خرابمو میپرسن فقط یه جمله میگم :

دلم گرفته... بی دلیل !

|سه شنبه هشتم بهمن 1392| 23:58|NiKa

بعضیا کارشون از گاهی گذشته...

هروقت درِ دیزیِ مارو باز میبینن، حیای گربه ی وجودشونو یادشون میره...

|سه شنبه هشتم بهمن 1392| 23:56|NiKa

گاهی حس میکنم عاشق اینجا و خاطراتشم...

|سه شنبه هشتم بهمن 1392| 22:10|NiKa

MisS-A